محمد تقي جعفري
286
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
استناد مختصّات وارده در جملات امير المؤمنين عليه السّلام به اسلام قطعى است . 1 - خداوند سبحان اسلام را عامل امن و آسايش قرار داد براى كسى كه خود را به آن وصل نمود . اين امن و آسايش معلول عمل به احكام و تكاليف اسلامى است كه در همهء اجزاء و پديدههاى زندگى آدمى ( كردار و انديشه و سخن و هرگونه حركات و سكنات ) وجود دارد ، يعنى يك انسان مسلمان هرگز احساس گسيختگى از مبدأ آفرينش و واضع قوانين دو قلمرو انسان و جهان نمىنمايد . اين كه پيشوايان اسلام فرياد مىزنند : جهان هستى بارگاه خدا است يا جهان هستى رصدگاهى براى نظاره و انجذاب به بينهايت است ، پرمعناتر از آنست كه ما اين گونه جملات را ذوقيّات ادبى تلقّى كنيم و لحظاتى با ذكر آنها دل خوش بداريم . معناى اين جملات با توجّه به اين كه همهء اجزاء و پديدههاى زندگى در پرتو احكام و تكاليف الهى ، مستند به قانون و اصل است ، به خوبى روشن مىشود . به همين جهت است كسى كه به اسلام پيوسته و در پرتو اين دين فطرى و عقلانى زندگى مىكند ، نه نگرانى دارد و نه اضطراب و تشويشى . 2 - اسلام عامل صلح و صفا است براى كسى كه در آن داخل شود . احترام به صلح و صفا در اسلام مستند باحترام بسيار شديد بجان آدمى بلكه به جان هر جانداريست . به همين جهت است كه اسلام نه تنها جنگ و رزم آورى را محكوم مىكند ، بلكه وارد ساختن ناچيزترين مزاحمت را بر جانهاى آدميان ممنوع مىنمايد ، مگر اين كه يك جاندار خواه حيوان به معناى عمومى آن باشد و خواه به معناى انسان ، در صدد تزاحم و وارد كردن آسيب غير مجاز بر جان جاندارى برآيد كه مطابق كمّيّت و كيفيّت آن آسيب ، مستحقّ كيفر خواهد بود . 3 - اسلام براى كسى كه بخواهد بوسيلهء منطق عقائد و احكام آن سخنى بگويد ، برهانى است لازم الاتّباع . يعنى كسى كه در پرتو عقايد و مقرّرات اسلامى سخنى مىگويد و عملى انجام مىدهد و مىانديشد و هدفگيرى مىنمايد ، بر مبناى بيّنه و برهان انجام مىدهد ، مخصوصا با توجّه به اين كه اسلام براى اثبات هر ادّعائى مطالبهء دليل و برهان مىنمايد و مىگويد : * ( وَقالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ ) *